فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۱۲۱۷

حسین هوشمند| الگوی جمهوری سوم

حسین هوشمند| الگوی جمهوری سوم
تجربه دموکراسی‌های لیبرال نشان داده که این نظام‌ها با پدیده‌هایی مانند عقب‌گرد دموکراتیک و ظهور رهبران پوپولیست مواجه شده‌اند و در سوی دیگر نیز نظام‌های اقتدارگرا با چالش ناکارآمدی روبه‌رو هستند؛ بنابراین باید مدلی طراحی شود که در آن، در سطح محلی دموکراسی واقعی وجود داشته باشد و مردم در امور منطقه‌ای و شهری نقش مستقیم داشته باشند، اما تصمیم‌گیری‌های کلان کشور بر عهده یک ساختار شایسته‌سالار و متمرکز باشد.
پنجشنبه ۰۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- حسین هوشمند استاد اخلاق تطبیقی دانشگاه کنکوردیا کانادا: بر اساس گزارش‌های موجود، دست‌کم ۲۱ دانشگاه و مؤسسه آموزشی هدف حمله نظامی قرار گرفته‌اند و این اقدام بر اساس قوانین بین‌المللی مصداق جنایت جنگی محسوب می‌شود. متأسفانه این حملات از سوی هیچ نهاد بین‌المللی به‌طور جدی محکوم نشده و تنها برخی نهاد‌های حقوق بشری به آن اشاره کرده‌اند، در حالی که انتظار می‌رفت سازمان ملل و یونسکو موضع روشن‌تری اتخاذ کنند.

آنچه در این جنگ مشاهده شد، نوعی الگوی جنگی است که می‌توان آن را «مدل اسرائیلی» نامید؛ مدلی که بر تخریب زیرساخت‌ها استوار است. در این الگو، هدف صرفاً مراکز نظامی نیست، بلکه زیرساخت‌های صنعتی، علمی، آموزشی و حتی بهداشتی نیز هدف قرار می‌گیرند. این شیوه در غزه، لبنان و اکنون در ایران نیز مشاهده شده و هدف نهایی آن تضعیف ساختار دولت و ایجاد زمینه فروپاشی است.

برخلاف ادعا‌هایی مبنی بر هدف قرار دادن مراکز مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای یا نظامی، بسیاری از مراکز مورد حمله اساساً هیچ ارتباطی با این حوزه‌ها نداشتند. هدف اصلی این حملات، تضعیف توان علمی و صنعتی کشور و در نهایت ایجاد اختلال در ساختار حکمرانی و حرکت به سمت فروپاشی بوده است.

با وجود یکی از گسترده‌ترین کمپین‌های نظامی آمریکا و اسرائیل در تاریخ معاصر، این کشور‌ها به اهداف خود دست نیافتند. گزارش‌هایی از جمله گزارش نیویورک تایمز نشان می‌دهد که در ابتدای جنگ، سناریویی برای تغییر رژیم در چهار روز طراحی شده بود؛ به‌گونه‌ای که در روز نخست، فرماندهان عالی‌رتبه هدف قرار گیرند، در روز دوم ساختار نظامی و موشکی از بین برود و در روز چهارم، با ایجاد ناآرامی داخلی، روند فروپاشی کامل شود.

این طرح به دلیل فقدان استراتژی روشن، محاسبه غلط و دست‌کم گرفتن توانایی‌های ایران و نیرو‌های مسلح کشور با شکست مواجه شد و به شکست تحقیرآمیز آمریکا انجامید؛ اصطلاحی که حتی برخی مقامات اروپایی نیز از آن استفاده کرده‌اند. این جنگ اگرچه با خسارت‌های انسانی و زیرساختی گسترده همراه بود، اما به تعبیر برخی تحلیلگران بین‌المللی، از جمله استادان علوم سیاسی دانشگاه‌های آمریکا، نتیجه آن تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران بوده است.

برخی تحلیلگران نظامی و دانشگاهی معتقدند ایران در نتیجه این تحولات به یکی از قدرت‌های مهم منطقه‌ای تبدیل خواهد شد. تجربه جنگ نشان داد که برتری هوایی یا حملات گسترده نظامی لزوماً به پیروزی در جنگ منجر نمی‌شود و حمله نظامی با پیروزی در جنگ متفاوت است.

با وجود آتش‌بس نسبی، گزارش‌ها نشان می‌دهد آرایش نظامی در منطقه افزایش یافته و تجهیزات بیشتری نسبت به دوره ۴۰ روزه جنگ در منطقه مستقر شده است. بر اساس تحلیل‌های موجود، سناریو‌های احتمالی شامل افزایش عملیات‌های محدود و حملات زیرساختی در دوره‌های زمانی طولانی‌تر همچنان در دستور کار برخی طرف‌ها قرار دارد.

به دلایل متعددی معتقدم ایالات متحده به دنبال نوعی «برون‌رفت» از وضعیت فعلی جنگ است، اما این روند تحت تأثیر تکبر سیاسی، خطا‌های شخصی ترامپ و فشار‌های اسرائیل به‌صورت روزانه تضعیف می‌شود. با این حال، مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی و انرژی در جهان، تصمیم‌گیری آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و مسیر ادامه جنگ را پیچیده کرده است.

امروز نه تنها با افزایش قیمت نفت، بلکه با کمبود واقعی انرژی و سوخت در سطح بین‌المللی مواجه هستیم؛ به‌گونه‌ای که هزاران پرواز در اروپا لغو شده و طبق برخی برآوردها، ذخایر سوخت هوایی این قاره تنها برای مدت محدودی کافی است. بحران انرژی در کنار کمبود مواد اولیه، از جمله آلومینیوم، چیپ‌های الکترونیکی و سایر مواد صنعتی، زنجیره تولید در کشور‌هایی مانند کره جنوبی، ژاپن و اروپا را تحت فشار قرار داده است.

برخی از اقتصاددانان معتقدند جهان با نوعی رکود عمیق اقتصادی مشابه بحران ۱۹۳۰ مواجه است و حتی در صورت توقف جنگ نیز آثار این بحران از پیامد‌های همه‌گیری کرونا گسترده‌تر خواهد بود. افزایش قیمت سوخت و انرژی در آمریکا می‌تواند انتخابات پیش‌رو را تحت تأثیر قرار دهد و بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، این شرایط به ضرر جمهوری‌خواهان تمام خواهد شد.

به همین دلیل می‌توان گفت احتمال تداوم جنگ نظامی در کوتاه‌مدت کاهش یافته است، اما نباید خطر بازگشت یا تشدید درگیری‌ها را دست‌کم گرفت؛ زیرا لابی اسرائیل همچنان در سیاست خارجی آمریکا نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. تصور برخی در واشنگتن این است که آنچه با حمله نظامی به دست نیامده، از طریق محاصره دریایی و فشار اقتصادی قابل تحقق است.

با این حال، آمریکا توان ادامه یک محاصره دریایی بلندمدت را ندارد و مسیر‌های تجاری همچنان فعال‌اند. علاوه بر این، مخالفت کشور‌هایی مانند چین و تجربه ۴۷ ساله ایران در زمینه دور زدن تحریم‌ها، اثربخشی این سیاست را محدود کرده است. به اعتقاد من، جنگ اقتصادی نیز در کوتاه‌مدت به اهداف اصلی خود یعنی فروپاشی دولت ایران نخواهد رسید.

با وجود ناکامی احتمالی این سیاست، جنگ اقتصادی بزرگ‌ترین تهدید فعلی برای ثبات و امنیت کشور است و باید به‌صورت جدی مورد توجه نخبگان و مسئولان قرار گیرد. تخریب زیرساخت‌ها قابل بازسازی است، اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، آسیب به رابطه ملت و حاکمیت است؛ رابطه‌ای که در صورت تضعیف، پیامد‌های عمیق‌تری از جنگ نظامی خواهد داشت.

بخشی از بحران اعتماد اجتماعی ناشی از ناکارآمدی سیاست‌گذاری‌ها و برخی موارد فساد است، اما نمی‌توان از نقش رسانه‌های بیگانه و عملیات روانی سازمان‌یافته در این زمینه چشم‌پوشی کرد. در عصر «تکنوفئودالیسم»، قدرت دولت‌ها تا حد زیادی تحت تأثیر غول‌های دیجیتال قرار گرفته است؛ شرکت‌هایی که با استفاده از هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دهی افکار عمومی نقش مستقیم دارند.

نفوذ این رسانه‌ها در فضای عمومی ایران قابل انکار نیست و در بسیاری موارد به تخریب تصویر سیاسی و فرهنگی کشور منجر می‌شود. امروز در کنار جنگ نظامی و اقتصادی، با نوعی «جنگ دیجیتال» مواجه هستیم که حتی اگر از دو مرحله قبلی عبور کنیم، همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های آینده خواهد بود.

جنگ اصلی و سرنوشت‌ساز آینده، جنگ با سیستم‌های هوش مصنوعی است که به‌تدریج تمام ابعاد زندگی انسان را در بر خواهد گرفت. بیانیه‌هایی در این حوزه منتشر شده که برخی از آنها را ترجمه کرده‌ام و اگرچه درباره آنها نقد‌های جدی نیز مطرح است، اما باید آنها را در چارچوب تحولات جدید جهانی مورد توجه قرار داد.

جنگ‌های اخیر به پایان جهان تک‌قطبی و نظام پترودلاری انجامیده و زمینه‌ساز شکل‌گیری نظم چندقطبی در جهان شده است. در مقابل این روند، برخی پروژه‌های فکری و اقتصادی در چارچوب نظام نئولیبرال تلاش می‌کنند دوباره جهان تک‌قطبی به رهبری آمریکا و گسترش جهانی‌شدن آمریکایی را احیا کنند؛ در حالی که این مدل، ارزش‌های سنتی، دینی و فرهنگی ملت‌ها را به حاشیه می‌راند.

در جهان امروز، سبک زندگی و الگو‌های فرهنگی در بسیاری از کشور‌ها به هم نزدیک شده است و این مسئله نتیجه نفوذ الگو‌های اقتصادی و فرهنگی غربی است. در این میان، غول‌های دیجیتال مانند شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی و داده، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به آینده سیاسی و اجتماعی جهان دارند. آثار و تحلیل‌هایی درباره نقش این شرکت‌ها در تضعیف دموکراسی و حکومت‌های مستقل منتشر شده که باید جدی گرفته شوند.

در برابر جنگ اقتصادی و جنگ دیجیتال، هیچ دولتی به‌تنهایی قادر به ارائه راه‌حل مؤثر نیست و این مسئله نیازمند مشارکت دانشگاه‌ها، پژوهشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی است. نقش دانشگاه‌ها و اندیشکده‌ها در این شرایط صرفاً نظری نیست، بلکه باید در ارائه راهکار برای مقابله با ناکارآمدی تحریم‌ها، جنگ اقتصادی و سلطه تکنوفئودالیسم فعال باشند.

در شرایط جدید، باید فلسفه سیاسی متناسب با وضعیت امروز کشور تدوین شود و مدل‌های حکمرانی موجود مورد بازنگری قرار گیرند. یکی از پیشنهاد‌های من ارائه الگویی برای «جمهوری سوم» است؛ مدلی که بتواند پاسخ‌گوی شرایط جدید باشد. مدل پیشنهادی من ترکیبی از شایسته‌سالاری سیاسی و دموکراسی است. ما دو الگوی غالب در جهان داریم؛ دموکراسی‌های لیبرال و نظام‌های اقتدارگرا که هر دو با بحران‌هایی جدی مواجه‌اند.

تجربه دموکراسی‌های لیبرال نشان داده که این نظام‌ها با پدیده‌هایی مانند عقب‌گرد دموکراتیک و ظهور رهبران پوپولیست مواجه شده‌اند و در سوی دیگر نیز نظام‌های اقتدارگرا با چالش ناکارآمدی روبه‌رو هستند؛ بنابراین باید مدلی طراحی شود که در آن، در سطح محلی دموکراسی واقعی وجود داشته باشد و مردم در امور منطقه‌ای و شهری نقش مستقیم داشته باشند، اما تصمیم‌گیری‌های کلان کشور بر عهده یک ساختار شایسته‌سالار و متمرکز باشد.

در این مدل، دموکراسی در سطح محلی و منطقه‌ای فعال است، اما سیاست‌های کلان کشور توسط نخبگان و ساختار‌های شایسته‌سالار تدوین و اجرا می‌شود. این ترکیب می‌تواند از یک‌سو مانع تمرکز قدرت مطلق شود و از سوی دیگر از ضعف‌های دموکراسی‌های انتخاباتی در تصمیم‌گیری‌های کلان جلوگیری کند.

 

منبع: سخنرانی حسین هوشمند در رویداد «امر ملی و جنگ» در دانشگاه شهید بهشتی

 

بخش دیدگاه محملی برای انعکاس نظرات اهل قلم، پژوهشگران و دانشگاهیان است تا آرای پژوهشی جدید خود را در دسترس علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ایران معاصر و تحولات انقلاب اسلامی قرار دهند؛ لذا ضمن سلب مسئولیت نسبت به محتوا و رویکرد علمی پژوهشگران، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی پذیرای تمام جستارها، یادداشت‌ها و پژوهش‌هایی است که در باب تاریخ و سیاست ایران معاصر تدوین و نگاشته شده، و آن را در اختیار دیگر علاقمندان این حوزه قرار خواهد داد.

این خبر را به اشتراک بگذارید: